رینیرا تارگرین با وجود رسیدن به تخت آهنین در فصل سوم خاندان اژدها، با تصمیمات نادرست خود، پایههای حکومتش را در آستانه فروپاشی قرار داده است. در این مقاله، به بررسی ۳ تصمیم اشتباه و فاجعهبار رینیرا میپردازیم که پیامدهای آن در فصل چهارم House of the Dragon برای این ملکه بسیار گران تمام خواهد شد.
رینیرا تارگرین بالاخره در فصل سوم سریال خاندان اژدها بر تخت آهنین نشست، اما اگر اشتباهات کنونی او را در نظر بگیریم، پادشاهیاش عمر چندانی نخواهد داشت. با وجود اینکه رینیرا وارث قانونی و منتخب پادشاه ویسریس بود، به طرز عجیبی برای تصاحب تخت سلطنت، به خصوص در میانه جنگی خونین و پرآشوب مانند رقص اژدهایان، آمادگی ندارد. از هجوم موشها به قلعه و خالی بودن خزانه حکومت گرفته تا بازپسگیری قلعه سرخ، او با مشکلات متعددی دست و پنجه نرم میکند. مدیریت چنین بحرانهایی برای هر رهبری کابوسوار است و میتواند هر پادشاهی را به زانو درآورد، اما رینیرا در این مسیر، بسیار ضعیف و ناکارآمد عمل میکند.
این وضعیت برای طرفداران کتاب آتش و خون چندان غافلگیرکننده نیست. در واقع، این کتاب رینیرا را حاکمی بیرحم معرفی میکند که دوران سلطنتش کوتاه بوده است. سریال خاندان اژدها نیز دقیقاً در همین مسیر حرکت میکند. با این حال، تماشای این حجم از تصمیمات اشتباه او، بیننده را شوکه میکند. رینیرا با انتخابهایی که کرده، در فصل چهارم به شدت دچار مشکل خواهد شد؛ اشتباهاتی که مانند مهرههای دومینو یکی پس از دیگری فرو میریزند و در نهایت به سقوط حکومتش منجر میشوند. در ادامه، با بررسی سه تصمیم فاجعهبار رینیرا تارگرین در فصل سوم تیونینگ خودرو و پیامدهای جبرانناپذیر آنها در فصل چهارم سریال House of the Dragon، همراه رسانه سرگرمی باشید.
۳. فراری دادن وفادارترین متحدان
در فصل سوم خاندان اژدها، رینیرا یکی پس از دیگری بهترین متحدانش را از دست میدهد و این رفتار مغرورانه تا قسمت آخر نیز ادامه دارد. پس از مرگ شاهزاده جاکریس، او به جای ایجاد اتحاد، بائلا را از خود دور میکند. پیامدهای این رفتار را در قسمت خیانتها در تامبلتون به وضوح مشاهده کردیم. او حتی درخواست کورلیس را نیز رد کرد و حاضر نشد پسران او را به رسمیت بشناسد؛ تصمیمی که این متحد بزرگ را خشمگین کرد.
اما بدترین اشتباه او، طرد کردن میساریا بود. این اقدام در فصل چهارم برایش بسیار گران تمام خواهد شد. میساریا در بارانداز پادشاه میماند و از آنجا که همیشه خود را صدای مردم میداند، بدون شک برای انتقام، یک شورش بزرگ علیه رینیرا به راه خواهد انداخت.
شاید هر یک از این تصمیمات در همان لحظه منطقی به نظر برسند، اما نشان میدهند که رینیرا نه اهل کوتاه آمدن است و نه به آینده دورتر فکر میکند. در روزهایی که جبهه حامیانش دچار اختلاف و چنددستگی شده، رینیرا باید به هر قیمتی دوستانش را حفظ کند. اما او به جای جلب رضایت افراد قدرتمند، کاری میکند که آنها دیگر کوچکترین انگیزهای برای جنگیدن در کنارش نداشته باشند.
۲. نادیده گرفتن مردم در بارانداز پادشاه
فراری دادن متحدان نزدیک به خودی خود یک فاجعه است، اما از دست دادن حمایت مردم، وضعیت رینیرا را از این هم بدتر میکند. ساکنان بارانداز پادشاه از او دل خوشی ندارند، چرا که اقتصاد شهر روزبهروز در حال فروپاشی است. با استعفای دستهجمعی نگهبانان شهر یا همان شنلطلاییها، امنیت نیز به پایینترین حد خود رسیده است. با این حال، واکنش رینیرا نسبت به این ماجراها بسیار عجیب بود! او وقتی دید توان حل این مشکلات را ندارد، به راحتی درهای دربار را به روی مردم بست! نشنیدن صدای رعایا از او چهرهای بیتفاوت و بیعاطفه ساخت؛ آن هم در روزهایی که برای ادامه حکومت، به شدت به پایگاه مردمی نیاز دارد. پس از اینکه رابطه او با اشرافزادگان به کلی خراب شد، مردم عادی بهترین برگ برنده او برای حفظ قدرت بودند.
حمله رینیرا به سپت اعظم نیز هیچ کمکی به جلب رضایت مردم بارانداز پادشاه نکرد. قشر مذهبی این اقدام را یک توهین آشکار به مقدسات میدانند و بقیه مردم نیز کمکم به این باور رسیدهاند که با یک حاکم مستبد و دیکتاتور طرف هستند. حالا فقط کافی است اخبار فاجعه تامبلتون به گوش این مردم خشمگین برسد. از آنجایی که افکار عمومی قطعاً رینیرا را مقصر اصلی این اتفاق میداند، احتمالاً آنها بیشتر از قبل علیه او شورش خواهند کرد.
۱. دستکم گرفتن اولف سفید و هیو همر
با اینکه آدام ثابت کرد اژدهاسوار وفاداری است، اما باید واقعبین باشیم؛ پروژه بذرهای اژدها عملاً یک شکست تمامعیار بود. رینیرا از همان ابتدا نباید روی وفاداری افرادی مثل اولف و هیو قمار میکرد. حتی اگر چارهای جز استفاده از آنها نداشت، باید انگیزههای بسیار محکمتری برای جنگیدن به این دو نفر میداد. قبول داریم که رفتار اولف غیرقابل تحمل است، اما رینیرا هم سیاست لازم برای مدیریت چنین شخصیتی را ندارد. وقتی با کسی روبهرو هستید که یک اژدهای غولپیکر را کنترل میکند، رفتار تحقیرآمیز یک اشتباه مرگبار است. رینیرا و دیمون او را دستکم گرفتند و در نهایت تاوان سنگین همین غرورشان را پس دادند.
وضعیت هیو نیز بهتر از این نیست. او بارها از دستورات سرپیچی میکند، اما اگر رینیرا هوشمندانهتر عمل میکرد و زودتر برای نجات کت قدم برمیداشت، قطعاً هیو هم حرفشنوی بیشتری از خود نشان میداد. در چنین سناریویی، هیو در بهترین حالت با جان و دل برای ملکه میجنگید و در بدترین حالت، رینیرا میتوانست از کت به عنوان یک اهرم فشار عالی استفاده کند. رینیرا حتی به ذهنش هم خطور نمیکرد که اولف و هیو روزی به او پشت کنند؛ یک اشتباه محاسباتی فاجعهبار که به قیمت گزافی تمام شد. این اتفاقات ثابت کرد که حق با جیس بود. اگر هشدارهای منطقی او در فصل دوم جدی گرفته میشد، رینیرا به راحتی میتوانست جلوی تمام این خیانتها را بگیرد.
در هر حال، عواقب این اشتباهات در فصل چهارم و پایانی سریال House of the Dragon به چشم خواهد خورد. گفتنی است روند تولید این فصل در سال آینده میلادی آغاز میشود و طبق اعلام شبکه اچبیاو، این فصل در سال ۲۰۲۸ میلادی پخش خواهد شد.
در پایان این مقاله، دیدگاه شما در رابطه با ۳ اشتباه بزرگ رینیرا تارگرین در فصل سوم سریال خاندان اژدها چیست؟ به نظر شما، آیا رینیرا لایق تصاحب سلطنت بود؟ پس از مرور این اشتباهات، آیا با این ادعا موافقید که حمله رینیرا به سپت اعظم و بیتفاوتیاش نسبت به گرسنگی مردم، او را به همان دیکتاتوری تبدیل کرده که سبزها از آن میترسیدند؟ فراموش نکنید که نظرات شخصی خود را با ما و دیگر کاربران رسانه سرگرمی به اشتراک بگذارید.