کلیفیس با همه صحنههای چندشآور و خونآلودش، دست آخر اسیر قصهای کمعمق و تصویرسازی ارزان میشود. این نوشته قوتها و ضعفهای تازهترین فیلم دنیای سینمایی دیسی را کنار هم میگذارد.
دیسی این روزها حال استودیویی را دارد که به دیوار خورده است. مثل مارول، این مجموعه هم آرامآرام دریافته شور شنلپوشها سرد شده و بازار ابرقهرمانها رونق سابق را ندارد. هنوز جرقههایی از آن علاقه میان مخاطب مانده و اسپایدرمن تابستان امسال، که حالا پرفروشترین فیلم تاریخ آمریکا شده، گواه همین نکته است. اما ورق برگشته؛ نمیشود دستگاه تولید را بیوقفه چرخاند و به کیفیت بیاعتنا ماند. سال ۲۰۱۹ ده فیلم ابرقهرمانی پرهیاهو اکران شد و حاصلش خستگی و دلزدگی بود. همان خستگی با همهگیری کرونا درهم تنید، غولهای فروش را به رقمهای ناچیز راضی کرد و طرحهایی را که روزی سودشان مسلم مینمود به شکستهایی پرخرج بدل ساخت.
کافی است به همین تابستان نگاه کنیم. پیتر پارکر گیشه را در اختیار داشت و رکوردها را پیدرپی میشکست، اما سوپرگرل دیسی چنان زمین خورد که تحلیلگران از زیانی نزدیک به دویست میلیون دلار برای برادران وارنر حرف میزنند. این فقط نمونهای کوچک از ناکامیهای تازه این برند است. پیشتر بلک آدام، قسمت دوم جوکر، بلو بیتل و فلش هم پایینتر از توقع ظاهر شده بودند. حتی بازگشت پرزرقوبرق سوپرمن در سال گذشته تنها به فروش آبرومند اما معمولی ۶۱۸ میلیون دلار رسید؛ عددی که با عصر فیلمهای میلیاردی این گونه فاصله بسیار دارد.
اوضاع چنان وخیم و در عین حال عجیب شد که دیسی بتگرل را، با آنکه فیلمبرداریاش تمام شده بود، صرفاً برای بهره بردن از معافیت مالیاتی کنار گذاشت. آخرین فیلم این کمپانی که از مرز یک میلیارد دلار گذشت، جوکر سال ۲۰۱۹ بود؛ اثری کمخرج که بهجای قهرمانی آبکشیده، روی شروری آشفتهحال دست گذاشت و با قماری خطرناک پیروز شد. خیلیها ساخته تاد فیلیپس را نمونه کمرمقتری از راننده تاکسی میشمارند، اما همین فیلم با همه کاستیهایش به دنیای سینمایی دیسی، که اغلب جدی گرفته نمیشود، اعتبار، هیجان و اسکار رساند. جوکر استثنایی درخشان و فکری واقعاً بکر بود.
اکنون قرعه به نام کلیفیس افتاده؛ فیلمی مخصوص بزرگسالان که سرگذشت شکلگیری یک ابرشرور دیگر را با بودجهای بسیار کوچکتر از اسراف همیشگی دیسی تعریف میکند. شاید این پروژه پاسخ مستقیم موفقیت جوکر نباشد و بنا بر نقلها، گام نخست فاز تازه خدایان و هیولاها باشد. با این همه پیدا است که جیمز گان، مدیر تازه استودیو، میخواهد همان راه پیشین را از نو برود؛ این بار بیشتر به طمع گیشه تا خوشدرخشیدن در فصل جوایز.
کلیفیس بهجای آنکه تماشاگر را به صندلی میخکوب کند، گاه چنان ملالآور است که آدم را به سرک کشیدن به گوشی یا خیره شدن به زمان باقیمانده وامیدارد. درست در همین لحظههای کسلکننده، فیلم فیلیپس بیاختیار زنده میشود و فاصلهاش با کلیفیس آشکار میگردد. ساخته فیلیپس در عمق کمی سطحی و پرادعا بود و بازی نقش اولش گاهی اعصاب را خرد میکرد، اما از نظر بصری محکم و ضربهزننده بود. جوکر با هوای خفهکننده و صحنهآرایی دقیق، همچون بهترین برداشتهای کمیک، بیننده را در خود فرو میبرد و بیتردید یک رخداد سینمایی بود.
کلیفیس از جنس آن رخدادها نیست و افق هدفهایش هم بسیار محدودتر است. گفته میشود فیلمنامه آغازین مایک فلنگن، که ظاهراً تودرتوتر و پیچیدهتر بوده، یکسره از نو نوشته شده. با این حال حتی در مقام راهی تازه و یک ترسناک مستقل برای مخاطبی که از قهرمان شنلپوش خسته شده، این اثر جز فرصتسوزی بزرگ و نابلدانه چیزی نیست. کلیفیس یادآوری تلخ دیگری است که مدیران دیسی تکلیفشان با این مسیر روشن نیست و شاید خودشان هم ندانند چرا وارد آن شدهاند.
فیلم با هزینهای نزدیک به چهل میلیون دلار ساخته شده، اما حس یک اثر سینمایی جمعوجور از دیسی را نمیدهد و بیشتر به سریال شبکه تلویزیونی میماند؛ گویی محصول فاکس است نه اچبیاو مکس، و فضاسازیاش بهجای سریال تازه لنترنها به گاتهام نزدیکتر است. در دورهای که سطح تلویزیون چنان بالا رفته که سریالی مانند پنگوئن را دیدهایم، تصویر توخالی و نبود کارگردانی مطمئن در این فیلم ناامیدکننده است. این ضعفها، هم برای قصهای در دنیای دیسی و هم برای اثری ترسناک، وقتی فیلمهای بسیار کمخرجی مثل وسواس و اتاقهای پشتی اینقدر خلاق ظاهر میشوند، حکم مردودی است. جا زدن خیابانهای لیورپول بهجای گاتهام چنان زمخت است که اگر پیشتر پذیرفتن منچستر بهجای نیویورک در اسپایدرمن روزی نو برای بیننده سخت بود، حالا همان فیلم در مقایسه بسیار تحملپذیرتر جلوه میکند.
ماجرا در گاتهام میگذرد. مت، پسری کامیاب از طبقه کارگر با بازی نسبتاً خوب تام ریس هریس، در همین شهر بزرگ شده و همیشه سودای فرار از آن را داشته است. او اکنون ستارهای رو به رشد در سینماست، نخستین نامزدی اسکارش را هم گرفته و در باد غرور خوابیده. در سفری به زادگاه، مرتکب خطایی ابلهانه آس بلاگ و مرگبار میشود.